چرا درام نویسی؟ چرا مستر کلاس؟

چرا درام نویسی ، چرا مستر کلاس؟

درام در فیلم، مثل صداست در موسیقی. فکر کنید توی کنسرت هستید و ناگهان صدا قطع بشه، هر ثانیه براتون طولانی تر از همیشه به نظر میاد و بعد از یکی دو دقیقه خسته می شید و سالن رو ترک می کنید. اگر درام در فیلم یا نمایشنامه برای دقایقی کمرنگ شود، تماشاچی خسته و سرخرده سالن رو ترک می کنه.

یادم نمیاد این جمله رو توی کدوم کتاب خوندم ولی هر موقع توی سینما احساس خستگی یا خواب آلودگی می کردم ، به یادش می افتادم.( البته تا مدتی هم فکر می کردم اشکال از منه که توی سینما خوابم میگیره!)  حتی ممکنه حین تماشای فیلم های اکشن، در یک صحنه با ریتم بالا و پر از جلوه های بصری، باز همین احساس رو داشته باشم.

وقتی که  درامی در داستان ایجاد نشده باشه، هیچ یک از ابزار های سینمایی مثل تدوین یا جلوه های بصری و… با جذابیت هاشون نمی تونن مارو سرگرم کنن. این اتفاق توی هر مدیوم روایت گونه، مثل کتاب یا نمایش هم صادقه. شده رمانی رو توی یک روز تمام کنیم ولی کتاب های آموزشی رو ماه هاست که تلاش داریم به صفحه آخر برسانیم.

ضعف در درام نویسی، ما رو وادار می کنه که حساسیتمون در دیگر تکنیک های سینمایی مثل تصویر، تدوین و … به قدری بالا بره که فیلم کوتاهمون تا حد فیلم های بلک باستر هالیوودی از نظر تکنیکی قابل مقایسه باشه و اینگونه جذابیت خودش رو حفظ کنه که البته هزینه سنگینی رو به همراه داره. این در صورتیه که خیلی از فیلم هایی که تا ابد فراموششون نمی کنم سیاه سفید و با امکانات ابتدایی دهه های اولیه ی سینما ساخته شده اند.

وقتی که دانشگاه رو به پایان رسوندم ( با این که جزو بهترین دانشجو های دانشگاه بودم) هنوز تعریف درستی از درام نداشتم ، شاید به خاطر این باشه که توی دانشگاه بیشتر از اساس اصلی داستان گویی به مسائلی چون روانشناسی در فیلم ، نشانه شناسی و یا فلسفه می پرداختیم. قطعا موضوع های پر اهمیتی هستند ولی زمانی به درد می خورند که به پایه ای ترین  عناصر قصه گویی مسلط باشیم، ساختار ها و پیرنگ ها را بشناسیم، بعد به ابعاد فلسفی و جامعه شناسی بپردازیم. نتیجه دانشگاه فیلم هایی بود که کارگردان خودش رو به فیلم سنجاق کرده بود، و بعد از فیلم ده دقیقه ای اش، یک ساعت تعریف و تحلیل که فلان نما بیانگر فلان چیز در مکتب فلانیسم بود.

ولی من همچنان خواب آلود به تماشای فیلمشان مینشستم و اگر بیدار مانده بودم، شانس این رو داشتم که صحبتهایشان را بشنوم و بفهمم فیلم از چه قرار است.

با وبسایت مستر کلاس آشنا شدم و به کمک تورنت همه دوره های همه استادان رو رایگان دانلود کردم. “مسترکلاس درام نویسی دیوید ممت!” مورچه چیه کله پاچش چی باشه! در این حد از اهمیت درام به دور بودم! و در عوض استاد فلسفه بافی و جامعه شناسی و هزاران ایسم! بعد از دیدن یکی دو قسمت فهمیدم که هیچ چیز نمی دونم! و با سر نخ هایی که ممت توی مستر کلاس ها بهم میداد هفته ها درگیر فهم درام نویسی، قوانین درام و … بودم و خوشبختانه توی اون دوره به واسطه شغلم ( ساخت تیزر برای نمایش ها ) هر روز برای دیدن نمایشها می رفتم و اونها رو تحلیل میکردم. الان دیگه توی سینما به هیچ وجه حتی با دیدن فیلم بد خوابم نمیره و ذهنم درگیر تحلیل و پاسخ گویی به دو سوال میشه. یک این که چرا این فیلم خسته کننده شده و دو، چطور همین فیلم رو جذاب کنم.

بعد ها که به صورت حرفه ای تر فیلم نامه نویسی رو ادامه دادم فهمیدم که نقد و تحلیل فیلم دیگران به مراتب راحت تر از نوشتن فیلم نامه از صفر هست، ولی همچنان از این کار لذت می برم.

 

دوره اصلی دانشجویی من دقیقا بعد از دانشگاه با مستر کلاس های اساتید بزرگ سینما شروع شد. و بعد از گذشت سه سال از دیدن مستر کلاس ها و تاثیر اساسی که روی زندگی کاری من داشت تصمیم گرفتم که آموزه های این بزرگان رو به گوش شما برسونم. شاید یک نفر مثل من در دریای اطلاعاتی که راجع به سینما و نویسندگی باید بدونیم در حال دست و پا زدنه و برای نجات دادن خودش چنگ به هر چیزی مثل فلسفه ، روانشناسی و … میزنه و قسمتی از هر کدوم رو فراگرفته ولی موفق به ساخت فیلم خوبی نشده، این مستر کلاس ها مثل طنابی به کمکشون بیاد و کمکی باشه برای شناخت درست تر فیلم سازی و فیلم نامه نویسی.

 

 

حمید رضا طاهر – اردیبهشت 99